توبه بر لب
سبحه بر کف
دل پر از شوق گناه
.
.
نمیدونم چرا من نمیخوام ادم بشم؟؟یعنی میخوام ،اما تلاش انچنانی نمیکنم...
هرچقدر خدا حواسشو میده بهم ،من بیشتر ناشکری میکنم...
ولی از همین لحظه تصمیم و قول هامو از اول عملیش میکنم...
الان اینجایی ک هستم رو راحت بدست نیوردم.پس قپل از اینکه ناشکر بودنم باعث بشه این موقعیتمو از دست بدم، تلاش میکنم ک از دستش ندم
واسه امتحانات میان ترم زپان و اناتومی،تو این هفته خیلی جلو میندازم خودمو...
-----------------------------------
خدای خوپم مغسی از اینکه اینقد هوامو داری
واسه چند روز پیش ک حالم بد بود ،هانیه خیلی بهم توجه داشت .انگار میدونه ک چطور حال ادمو میشه خوپ کرد.
مغسی ازش.
ب وقتش واسش جپران میکنم.
خیلی دلتنگ سامیم.اونقدر دلتنگشم ک انگار توی عالم دیگه ای هستم
اون اگ بدونه دلتنگیم چقد درد داره،مطمئنا شرمنده خواهد شد ک چرا زودتر کاری نکرد.
حالا دلتنگی واسه اق باهاش کنار اومدم ،اما سامی یک قدمی منه
خیلی ازار دهندس ک دلتنگشم....
.
.
.
یا امام رضا خیلی دلتنگتم،منو طلب کن بیام پیشت ،
میدونم من روسیاه رو رد نمیکنی.میخوام باهات حرف بزنم .باید بیام پیشت.
فعلا دستم خالیه ،وگرن حتما میومدم پیشت.
حتی شده 1ساعت بیام پابوست ک بابت تمام عهدشکنی هام منو ببخشی و کمکم کنی از اول سرپا بشم....
منو طلب کن......